الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : سيد حسين محفوظى اهوازى )

140

حياة الإمام الحسين ( ع ) ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

« يك تنه با آن جماعتها رو به رو شد ، ولى هر عضوى از او همچون جماعتهايى ، هراس‌انگيز بود » . « نيزهء او سر انگشتش بود و گويى كه شمشيرش را از عزم او ساخته بودند » . « شمشير را با جانها تزويج كرد كه مهريهء آنها مرگ و خضابشان گرد و خاك ميدان بود » . ( 1 ) و در قصيدهء تحسين برانگيز ديگرى چنين مىگويد : ركين و للارض تحت الكماة * رجيف يزلزل ثهلانها أقر على الارض من ظهرها * اذا ململ الرعب اقرانها تزيد الطلاقة فى وجهه * اذا غير الخوف الوانها « محكم و استوار بود ، در حالى كه زمين در زير پاى اسبان ، لرزشى داشت كه اركانش را مىلرزاند » . « بر روى زمين پايدار بود آنگاه كه ترس ، شجاعان را به ستوه آورده بود » . « چهره‌اش گشاده‌تر مىشد آنگاه كه ترس ، رنگها را دگرگون مىساخت » . و هنگامى كه آن ستم‌ناپذير ، زخمى بر روى زمين افتاد در حالى كه خونريزى او را ناتوان ساخته بود ، همهء سپاهيان از ترس و هيبت وى ، از اينكه بر او آخرين ضربه را وارد كنند ، بازماندند . ( 2 ) « سيد حيدر » مىگويد : عفيرا متى عاينته الكماة * يختطف الرعب الوانها فما اجلت الحرب عن مثله * صريعا يجبّن شجعانها « بر خاك افتاده‌اى كه هرگاه سواران بر او نظرى مىافكندند ، از ترس ، رنگ از چهره‌ها مىباختند » . « جنگ ، كسى همانند او را معرفى نكرده است كه بر خاك افتاده باشد اما شجاعان را مىترساند » .